الراغب الأصفهاني ( مترجم : غلامرضا خسروى حسينى )

109

المفردات في غريب القرآن ( مفردات الفاظ قرآن با تفسير لغوى و ادبى قرآن ) ( فارسى )

تَرَمْرَمَ القومُ : وقتى است كه دهانهايشان را در حرف زدن حركت دهند ولى چيزى از سخنانشان فهميده نشود و با صراحت سخن نگويند . ( ترمرم مثل - تزمزم و زمزمه ) است . رُمَّان : بر وزن فُعْلان يعنى انار ، كه معروف است . رمح : خداى تعالى گويد : ( تَنالُهُ أَيْدِيكُمْ وَ رِماحُكُمْ - 94 / مائده ) - ( دستها و نيزه‌هاتان به آن مىرسد و آن را مىگيرد ) . رَمَحَهُ : با نيزه او را زد . رَمَحَتْه الدَّابةُ : حيوان او را زد ، كه تشبيهى است به همان نيزه زدن . السّماك الرَّامِح : ستاره‌اى است در برج اسد كه ستاره‌اى مثل نيزه در پيش روى دارد . ( و ديگر ستاره‌اى است در همان برج كه آن را السماك الاعزل - گويند ) . أَخَذَتِ الابلُ رِمَاحَها : وقتى است كه شتر به خاطر خوبيش نمىگذارد نحرش كنند . أخذتِ البُهْمَى رُمْحَها . بهمى گياهى است خاردار كه خارش مانع چيدن و چريدنش مىشود . رمد : مىگويند - رَمَاد و رِمْدِد و أَرْمَدُ و أَرْمِدَاء : ( خاكستر ) « 1 » خداى تعالى گويد : ( كَرَمادٍ اشْتَدَّتْ بِهِ الرِّيحُ - 18 / ابراهيم ) ( مثل خاكسترى است كه به سختى باد بر آن بوزد ) .

--> ( 1 ) واژه‌هاى ( همد - خمد - رمد ) در بارهء فرسوده شدن لباس و خاموش شدن آتش است . همدت النّار : حرارت آتش از بين رفت . همدت الرّيح : باد آرام شد . خمدت النّار : آتش خاموش شد . رمدت النّار : آتش خاكستر شد . نار هامده - مثل - نار خامده - است . رمد - هم به معنى چشم درد است . ( مصباح المنير / رافعى ) .